عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )

855

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )

باللّهو و الطّرب : كسى كه شيفتهء لهو و بازى باشد و در طرب و خرّمى و بازيچه حريص باشد رستگار نمى گردد . 440 لا يستغنى عامل من استزادة من عمل صالح : آنكه عمل نيك را بجا مى آورد سير و بى نياز نمى گردد و از اين كه همواره كردار نيك را در كار افزايش باشد . 441 لا يستغنى الحازم ابدا عن رأى سديد راجح : شخص دور انديش بى نياز از اين نيست كه رائى افزون و استوار داشته باشد . 442 لا ينتصف من سفية قطّ الّا بالحلم عنه : هرگز از نادان داد نتوان ستاند مگر با بردبارى از وى . 443 لا يقابل مسيئى بافضل من العفو عنه بدكار را برابر نتوان كرد به چيزى كه افزون از عفو و گذشت از وى باشد . 444 لا خير فى المعروف الى غير عروف : در نيكى كه با غير نيكى كننده بجاى آورده شود خيرى نيست . 445 لا خير فى الكذّابين و لا فى العلماء الأفّاكين : در دروغگويان و دانشمندانى كه تهمت زننده‌اند خيرى نيست . 446 لا يزكوا عند اللّه سبحانه الّا عقل عارف و نفس عزوف : نزد خداوند سبحان پاكيزه نيست مگر عقل عارف خداشناس و نفسى كه از گناه بر گردنده باشد . 447 لا خير فى قوم ليسوا بناصحين و لا يحبّون النّاصحين : در مردمى كه يكديگر را پند دهنده نيستند و پند دهندگان را دوست نمى دارند خيرى نيست . 448 لا خير فى الدّنيا الّا لأحد رجلين رجل اذنب ذنوبا فهو يتداركها بالتّوبة و رجل يجاهد نفسه على طاعة اللّه سبحانه : در دنيا خيرى نيست مگر براى دو كس يكى مردى كه گناهانى را مرتكب گردد و بتوبه آنها را تدارك نمايد ديگر مردى كه در طاعت خداى تعالى با نفسش بجنگد ( و آن را به كار دارد ) 449 لا ينجو من اللّه سبحانه من لا ينجو النّاس من شرهّ : از عذاب خداوند سبحان رهائى نمى يابد كسى كه مردم از شرّش رهائى ندارند . 450 لا يؤمن اللّه عذابه من لا يأمن النّاس